تا حالا براتون پیش اومده وسط دیدن یه ویدئو، سریع دکمه «رد کردن تبلیغ» رو بزنین؟
یا وقتی یه سایت رو باز میکنین و چند تا پنجره تبلیغاتی، پشتِ سرِ هم ظاهر میشه، بدون اینکه حتی محتوا رو ببینین، صفحه رو ببندین؟
احتمالاً همهی ما این تجربه رو داشتیم.
اما سؤال اینجاست:
اگه تبلیغات قرار بود مشتری جذب کنه، چرا خیلی از مشتریها سعی میکنن ازش فرار کنن؟
چی تغییر کرده؟
آیا مردم دیگه تبلیغات رو دوست ندارن؟
یا مشکل از خودِ تبلیغات امروزیه؟
سلام به همهی شنوندگان عزیز. من یاشار ژالهدوست هستم، میزبان شما در پادکست ایرانیان.
توی این اپیزود میخوایم درباره یکی از مهمترین تغییرات دنیای بازاریابی، یعنی «فرار از تبلیغات» صحبت کنیم؛ تغییری که باعث شده برندها دیگه نتونن مثل گذشته صرفاً با تبلیغ کردن توجه مخاطب رو به دست بیارن.
واقعیت اینه که مشتریِ امروز، دائم با حجم زیادی از پیامهای تبلیغاتی روبهرو میشه.
از لحظهای که گوشی موبایلش رو برمیداره تا زمانی که شب میخوابه، دهها و شاید صدها پیام تبلیغاتی میبینه.
تبلیغ تو شبکههای اجتماعی، موتورهای جستجو، ویدئوها، اپلیکیشنها، ایمیلها و حتی لابهلای محتوایی که اصلاً تبلیغ به نظر نمیرسه.
تو چنین شرایطی، دیده شدن از همیشه سختتر شده.
مردم یاد گرفتن خیلی سریع تصمیم بگیرن که به چه چیزی توجه کنن و از چه چیزی عبور کنن.
به همین دلیل، رقابت اصلی امروز فقط برای فروش نیست؛ برای جلب توجهه.
بیشتر تبلیغات از همون چند ثانیه اول، تکلیف خودشون رو مشخص میکنن.
یا مخاطب احساس میکنه «این محصول به درد من میخوره»، یا خیلی راحت از کنارش رد میشه.
مشکل این نیست که مردم حوصله تبلیغ ندارن.
مشکل اینه که خیلی از تبلیغها از همون اول نشون نمیدن چرا باید برای مخاطب مهم باشن.
وقتی پیام با نیاز یا دغدغه مخاطب ارتباطی پیدا نکنه، طبیعیه که نادیده گرفته بشه.
اگه به برندهای موفق نگاه کنین، متوجه میشین که خیلی از اونها قبل از اینکه چیزی بفروشن، سعی میکنن اعتماد بسازن.
محتوای آموزشی تولید میکنن.
تجربههای واقعی به اشتراک میذارن.
به سؤالات مخاطب جواب میدن.
و قبل از اینکه درخواست خرید داشته باشن، ارزش ایجاد میکنن.
مشتری امروز بیشتر از هر زمان دیگهای به توصیهها، تجربههای واقعی و نظرات سایر مشتریها توجه میکنه.
در واقع، اعتماد به یکی از مهمترین ارزهای دنیای بازاریابی تبدیل شده.
یکی از دلایلی که تبلیغات مستقیم کمتر جواب میده اینه که مشتری امروز قبل از خرید، دنبال کمک و راهنماییه، نه فقط پیام تبلیغاتی.
قبلاً برندها فقط پیام خودشون رو پخش میکردن.
اما امروز مشتریها انتظار دارن برندها بهشون کمک کنن.
فرض کنین کسی دنبال خرید یه دوربین جدیده.
اگه فقط با تبلیغ «همین حالا بخرید» روبهرو بشه، احتمالاً تحت تأثیر قرار نمیگیره.
اما اگه برندی بهش کمک کنه تفاوت مدلها رو بفهمه، مزایا و معایب رو توضیح بده و تصمیم بهتری بگیره، احتمال اعتماد و خرید بیشتر میشه.
به همین دلیله که محتوا، آموزش و ارزشآفرینی اینقدر اهمیت پیدا کرده.
سالها بازاریابی شبیه یه بلندگو بود.
برندها حرف میزدن و مخاطب فقط گوش میداد.
اما امروز این مدل کمتر جواب میده.
مردم دوست دارن سؤال بپرسن.
نظر بدن.
بازخورد ارائه کنن.
و احساس کنن صدای اونها شنیده میشه.
به همین دلیل، برندهایی که گفتوگو ایجاد میکنن معمولاً موفقتر از برندهایی هستن که فقط پیامهای تبلیغاتی یکطرفه منتشر میکنن.
یکی از دلایلی که تبلیغات کم اثرتر شده، اینه که کسبوکارها روی تبلیغات تمرکز زیادی میکنن اما تجربه مشتری رو فراموش میکنن.
در حالی که تجربه، خودش به یه ابزار بازاریابی تبدیل شده.
وقتی خرید آسونه.
وقتی پشتیبانی مناسبه.
وقتی مشتری حس خوبی از تعامل با برند داره.
احتمال اینکه دوباره برگرده یا شما رو به دیگران معرفی کنه بیشتر میشه.
خیلی وقتها بهترین تبلیغ، تجربه خوبی هست که مشتری قبلی از برند شما داشته.
خب، امروز بهطورِ خلاصه یادگرفتیم که:
مشتری امروز از تبلیغات فرار نمیکنه؛ از تبلیغات بیربط، تکراری و بیارزش فرار میکنه.
مردم هنوز خرید میکنن.
هنوز به برندها توجه میکنن.
اما از برندهایی که فقط میخوان چیزی بفروشن فاصله میگیرن و به سمت برندهایی میرن که قبل از فروش، ارزش ایجاد میکنن.
پس شاید مهمترین سؤال برای هر کسبوکار این نباشه که «چطور بیشتر تبلیغ کنیم؟»
بلکه این باشه که:
«چطور مفیدتر، قابلاعتمادتر و ارزشمندتر باشیم؟»
چون نو دنیای امروز، توجهِ مشتری خریدنی نیست؛ به دست آوردنیه.
لطفاً این اپیزودِ "فرار از تبلیغات" رو با دوستانی که به "مارکتینگ" علاقه دارن به اشتراک بذارین.
درضمن، منتظر دیدن نظرات شما عزیزان هستیم.
خیلی ممنون که تا اینجا همراه ما بودین.
تا اپیزود بعدی، Listen, Learn, Love.