تا حالا شده یه شماره ناشناس باهاتون تماس بگیره و برخلافِ انتظار، بهجای یه فروشندهی سِمِج، با یه آدم واقعی حرف بزنین؟
کسی که انگار، قبل از حرف زدن، فکر کرده.
میدونه دقیقاً باید از کجا شروع کنه، چطور صحبت کنه و چه زمانی ساکت بمونه.
نه دنبال فشار آوردنه، نه دنبال راضی کردنِ فوری. فقط داره تلاش میکنه بفهمه، واقعاً به چی نیاز دارین.
همین نوعِ برخورد، میتونه یه تماسِ ساده رو، به یه فرصت واقعی تبدیل کنه.
سلام به همهی شنوندگان عزیز. من یاشار ژالهدوست هستم، میزبان شما در پادکست ایرانیان.
توی این اپیزود میخوایم بریم سراغ یکی از قدیمیترین، ولی هنوز مؤثرترین، روشهای بازاریابی: یعنی بازاریابی تلفنی.
و اینکه چطور میتونیم با یک تماسِ خوب، مشتری رو جذب کنیم.
با وجود اینهمه ابزارِ دیجیتال، از ایمیل گرفته تا چتبات و تبلیغاتِ شبکههای اجتماعی، تلفن ممکنه یهکم قدیمی به نظر برسه.
ولی واقعیت اینه که تماسِ صوتی، هنوز یکی از سریعترین و موثرترین راهها، برای ایجادِ اعتماده.
وقتی صدای یه نفر رو میشنوین. از لحنش میفهمین جدیه یا خودمونی، مطمئنه یا مُرَدَده.
همین مسئله، تماس صوتی رو به یه پلِ انسانی بین شما و مخاطبتون تبدیل میکنه.
برای مشاغلی که با مشاوره یا فروشِ خدماتِ تخصصی سر و کار دارن، تلفن نهتنها قدیمی نیست، بلکه یکی از اصلیترین ابزارهای بازاریابیه، البته به شرطی که درست استفاده بشه.
هر تماسی که بدون شناختِ قبلی انجام بشه، بیشتر شبیه یه حدسه تا یه اقدامِ حرفهای.
قبل از برداشتنِ گوشی، باید دقیق بدونین با چه کسی قراره صحبت کنین. شغلش چیه؟ احتمالاً چه چالشهایی داره؟ و چه چیزی ممکنه توجهش رو جلب کنه؟
این شناخت، باعث میشه تماس، هدفمند و انسانی باشه، نه مثلِ خوندن یه متنِ تبلیغاتیِ خشک.
یه متنِ راهنما، آماده داشته باشین، ولی بهش وابسته نباشین. تماسِ موفق یعنی گفتگو و گفتوگو فقط با شنیدن شروع میشه، نه حرف زدن.
سؤال بپرسین، به جوابها دقت کنین و براساس اون پیش برین.
اغلبِ آدما از بازاریابی تلفنی خوششون نمیاد، چون تجربههای بَدی داشتن.
برای اینکه متفاوت باشین، باید بهجای فروشنده، مثل یه مشاور وارد بشین.
یعنی بهجای شروع، با معرفیِ محصول، اول سعی کنین مشکل یا نیازِ طرف رو بفهمین.
یه سؤال ساده اما دقیق بپرسین. مثلا: «الان توی کارتون، با چه موضوعی بیشتر درگیر هستین؟»
اگه طرفِ مقابل، حس کنه واقعاً دارین گوش میدین و دنبالِ کمک کردن هستین، مکالمه، مسیرِ بهتری پیدا میکنه.
لَحنِ دوستانه، مکثهای بِجا و سؤالهای باز، به مکالمه عُمق میدن و باعث میشن تماس، شبیه گفتوگو باشه، نه تبلیغ.
برای اینکه تماس هاتون مؤثرتر باشه، به ابزارهایی نیاز دارین که باعث نظم، سرعت و دقت بشن.
مثلاً یه CRM خوب، کمک میکنه بدونین کی با کی تماس گرفته، چه چیزهایی گفته شده و مرحلهی بعدی چیه.
بدونِ این ابزار، ممکنه خیلی راحت، مخاطبِ مهم رو فراموش کنین یا تماسِ تکراری داشته باشین.
اگه تیمتون تماسهای زیادی داره، از auto dialer استفاده کنین، که شمارهگیری رو خودکار میکنه و وقتتون تلف نمیشه.
همچنین ضبطِ مکالمات، ابزار خوبیه برای بازبینیِ تماسها و آموزش نیروهای جدید.
با گوش دادن به تماسهای واقعی، نقاطِ ضعف پیدا میشه و میتونین به مرور، سبک گفتوگوتون رو بهتر کنین.
برای شروع، یه لیست کوچیک از ۱۰ نفر درست کنین، که احتمال میدین به خدمات یا محصولتون، نیاز داشته باشن.
برای هر کدوم، یه سؤال طراحی کنین که گفتوگو رو باز کنه، نه اینکه مستقیم برین سرِ اصلِ مطلب.
مثلاً بپرسین: «این روزا بیشترِ وقتتون، صَرفِ حلِ چه مشکلی میشه؟»
بعد تماس بگیرین، اما تمرکزتون رو بذارین روی شنیدن.
فعلاً دنبال فروش نباشین. سعی کنین فقط ارتباط بسازین و بفهمین اون طرف، چی میخواد.
نتیجه این کار اینه که، حتی اگه همون روز خرید نکنن، احتمالِ اینکه تو ذهنشون بمونین و بعداً سراغتون بیان، خیلی بیشتره.
خب، امروز بهطورِ خلاصه یادگرفتیم که:
بازاریابی تلفنی، شاید سُنتی بهنظر بیاد، ولی هنوز یکی از شخصیترین و تأثیرگذارترین روشهاست.
اگه با احترام، آمادگی و تمرکز روی نیازِ واقعیِ طرفِ مقابل پیش برین، احتمالِ موفقیتتون خیلی بیشتر از یه پیامِ تبلیغاتی سَرده.
لطفا این اپیزودِ "بازاریابی تلفنی" رو با دوستانی که به "مارکتینگ" علاقه دارن به اشتراک بذارین. درضمن، منتظرِ دیدنِ نظراتِ شما عزیزان، هستیم. خیلی ممنون که تا اینجا همراهِ ما بودین. تا اپیزود بعدی “Listen, Learn, Love”