تا حالا شده یه مصاحبه پادکستی گوش بدین و از همون دقیقهی اول میخکوب بشین؟
نه بهخاطرِ موضوع، بلکه بهخاطرِ سؤالهایی که انقدر خوب بودن، انگار ذهنِ شما رو میخوندن.
پشتِ هر مصاحبهی شنیدنی، یه هنر، پنهانه: هنر ِسؤالِ پرسیدن.
سلام به همه شنوندگان عزیز. من یاشار ژالهدوست هستم، میزبان شما در پادکست ایرانیان.
تو این اپیزود میخوایم ببینیم، چطور سؤالهایی بپرسیم که گفتگو رو زنده نگه داره و شنونده رو درگیر کنه.
طبق آمارِ Edison Research، اپیزودهای مصاحبهمحور، اگه درست اجرا بشن، تا حدود ۲۵ درصد، بیشتر شنیده میشن.
چرا؟ چون شنوندهها، دنبال حرفهای واقعیان؛ نه چیزی که از قبل آماده و حفظ شده.
مردم وقتی حس کنن دارن حرفی رو برای اولینبار میشنون، کنجکاوتر میشن و با اپیزود همراهتر میمونن.
و سؤالی خوبه، که میتونه حرفهای واقعی و بدون فیلتر رو به وجود بیاره.
هیچچیزی بدتر از این نیست که مهمونتون حس کنه، هیچی ازش نمیدونین یا فقط اسمش رو سرچ کردین.
ولی از اون طرف، نباید اونقدر اطلاعات بدین که فضا رو خشک و غیرطبیعی کنه.
تحقیق، یعنی بدونین مهمونتون کجای مسیرشه، چه چیزی براش مهمه و چه جاهایی، جای سؤال داره.
مثلاً اگه طرف یه استارتاپِ موفق داره، خوبه بدونین از کجا شروع کرده، ولی بذارین خودش روایت کنه.
سؤالی مثل "اولین مشتریتون رو چطور پیدا کردین؟" خیلی بیشتر از یه بیوگرافیِ خستهکننده، جواب میده.
تحقیقِ خوب یعنی اینکه بتونین سؤالهای کنجکاوانه بپرسین، نه اینکه اطلاعاتتون رو به رُخ بِکِشین.
یه سؤالِ خوب، گفتوگو رو باز نگه میداره، حسِ اعتماد ایجاد میکنه و به مهمون اجازه میده، خودش رو نشون بده.
سؤالِ بسته، فقط "بله" یا "نه" بهدنبال داره و راهی برای ادامه گفتگو نمیذاره.
در عوض، سؤالِ باز میتونه تجربهها، احساسات و زاویهدیدِ طرفِ مقابل رو روشن کنه.
سؤالهای خوب، ساده ولی دقیقاند. از "چه احساسی داشتین؟" گرفته تا "اگه برگردین به اون روز، چه کاری رو متفاوت انجام میدین؟"
هیچچیزی مثلِ شنیدنِ فعال، مصاحبه رو زنده نمیکنه.
شنیدنِ فعال یعنی، فقط منتظرِ نوبتِ خودتون نباشین؛ یعنی با دقت، دنبالِ نشونههایی بگردین که از دلِ پاسخِ مهمون، میتونین بیرون بکشین.
اگه مهمونتون میگه "ما اون سال واقعاً به تهِ خَط رسیده بودیم"، شما میتونین بپرسین: "چرا تهِ خط؟ چه اتفاقی افتاده بود؟"
خیلی از سؤالهای طلایی، درست توی همین لحظهها شکل میگیرن.
با گوش دادنِ واقعی، مصاحبه تبدیل به یک مکالمه میشه، نه فقط اجرای سؤال و جوابِ خشک.
بعد از هر پاسخ، فوراً سراغِ سؤال بعدی نرین. چند ثانیه صبر کنین.
این مکث، به مهمون فرصتِ فکر کردن و ادامهدادن میده.
حتی گاهی وقتها، سکوت باعث میشه، طرفِ مقابل احساس کنه باید چیزی عمیقتر یا صادقانهتر بگه.
وقتی مهمون مکث کرد یا گفت "نمیدونم…"، قطعش نکنین. بذارین فکر کنه.
بعضی از بهترین جوابها، بعد از همین مکثها میان.
هیچکس دلش نمیخواد، فقط نقشِ "مهمونِ متخصص" رو بازی کنه.
مهمونتون باید حس کنه، داره با یه انسان حرف میزنه، نه با یه ربات.
مکالمهی انسانی یعنی سؤالهایی که درباره احساس، تجربه و تصمیمهای شخصی هستن.
یه مصاحبهی خوب، مثل یه موسیقی خوبه؛ بالا و پایین داره.
یه جا باید مکث کنین، یه جا سریعتر پیش برین، یه جا شوخی کنین و یه جا جدی بشین.
سؤالهاتون رو طوری بچینین، که مکالمه خشک یا یکنواخت نشه.
اگه گفتگو زیاد فنی شد، کمی شخصیاش کنین. اگه زیادی احساسی شد، یه سؤالِ کاربردی بپرسین تا فضا متعادل بشه.
به ریتمِ کلی توجه کنین، نه فقط محتوای سؤالها.
این اشتباهات رو تو مصاحبه انجام ندین:
خب، امروز بهطورِ خلاصه یادگرفتیم:
مصاحبهی خوب، یک نمایشِ واقعی از گفتوگوی انسانیه.
و سؤال خوب، جرقهی این نمایشِ زنده است.
سؤالهایی بپرسین که مهمونتون از پاسخ دادن بهشون، لذت ببره،
و شنونده حس کنه، چیزِ جالب و منحصر به فردی شنیده.
هر بار که گفتگویی شکل میگیره، شما یه شانسِ تازه برای ساختنِ ارتباط، انتقالِ احساس و ایجادِ ارزش دارین.
لطفا این اپیزودِ "مصاحبه در پادکست" رو با دوستانی که به "پادکستینگ" علاقه دارن به اشتراک بذارین. درضمن، منتظرِ دیدنِ نظراتِ شما عزیزان، هستیم. خیلی ممنون که تا اینجا همراهِ ما بودین. تا اپیزود بعدی “Listen, Learn, Love”