توی این شلوغی دنیای آنلاین، جلب توجه کاربرا شده یکی از مهمترین و سختترین کارها.
بین همهی ابزارهای تبلیغاتی که این روزا داریم، بیلبوردهای آنلاین تونستن یه جایگاه ویژه برای خودشون پیدا کنن؛
ابزاری مدرن برای برندهایی که میخوان بیشتر دیده بشن، دقیقتر تبلیغ کنن و از همه مهمتر، بتونن نتایج تبلیغشون رو هم اندازه بگیرن.
توی این مطلب، با چندتا مثال واقعی و اصول ساده ولی مهم، به این سؤال جواب میدیم:
چطور یه بیلبورد دیجیتال میتونه یه وبلاگ ساده رو به یه برند واقعی تبدیل کنه؟
بیلبورد دیجیتال در واقع همون بنرهای تبلیغاتین که توی سایتها، اپلیکیشنها یا شبکههای اجتماعی نمایش داده میشن.
مثل همون بیلبوردهای بزرگ کنار اتوبان، فقط توی دنیای دیجیتال و خیلی هدفمندتر.
مثال بزنیم: فروشگاه آنلاین Lazada توی یکی از کمپینهای بزرگش از بیلبوردهایی با پیامهای خیلی ساده مثل:
"تخفیفهای باورنکردنی، فقط امروز!"
استفاده کرد و همین جملهی ساده باعث شد نرخ کلیک بالا بره و فروشش تا ۴۰٪ رشد کنه!
بیلبورد دیجیتال یه فرصت طلاییه برای دیده شدن، درست تو لحظهای که مخاطب آمادهی تصمیم گرفتنه.
یکی از بزرگترین مزیتهای بیلبوردهای دیجیتال نسبت به تبلیغات سنتی اینه که میتونی دقیقاً تبلیغت رو به کسی نشون بدی که بهش نیاز داره.
مثلاً برند LG، وقتی میخواست یخچالهای هوشمندش رو معرفی کنه، تبلیغهاش رو فقط تو سایتهایی نشون داد که مردم دنبال خرید لوازم خونگی بودن.
نتیجه؟ فروشش ۳ برابر بیشتر از اون چیزی شد که انتظار داشتن.
یعنی بیلبوردت دقیق میره سراغ مشتری بالقوهات، بدون اینکه پولتو خرج آدمای نامربوط کنی.
توی فضای دیجیتال، رقابت برای جلب توجه کاربر توی همون لحظهی اوله.
اگه طراحی بیلبوردت جذاب نباشه، کاربر اصلاً فرصت نمیده که ببینه چی نوشتی.
مثلاً شرکت IBM از یه جملهی خیلی ساده و تأثیرگذار استفاده کرد:
"کسبوکارت برای آینده آمادهست؟"
سؤال کوتاه، ولی دقیقاً همون چیزی که باعث شد کاربر مکث کنه و بیشتر بخونه.
نمایش این بیلبوردها توی سایتهای مرتبط با کسبوکار باعث شد کلی کاربر جدید جذب بشه و ثبتنامها کلی بالا بره.
پس اگه طراحیات خلاقانه باشه، هم تو ذهن میمونی، هم نتیجه میگیری.
یکی دیگه از مزیتهای بزرگ بیلبورد دیجیتال اینه که همه چیزش قابل پیگیریه.
میتونی دقیق ببینی چند نفر تبلیغتو دیدن، چند نفر روش کلیک کردن، چند نفر خرید کردن و چی بهتر جواب داده.
مثلاً Fiverr اومد بیلبوردهاش رو توی سایتهای تخصصی نمایش داد تا خدماتش رو به کارآفرینها و فریلنسرها معرفی کنه.
با استفاده از ابزارهای تحلیل، فهمیدن کدوم بیلبورد بهتر عمل کرده و اون کمپین باعث شد فروش تقریباً ۵۰٪ افزایش پیدا کنه.
وقتی اینجوری همه چیز شفافه، میتونی تصمیمات هوشمندتری بگیری.
بیایم سراغ یه مثال واقعی: Rachel Quinn، یه روزنامهنگار که یه وبلاگ آشپزی ساده داشت، تصمیم گرفت یه قدم جلوتر بره.
یه بیلبورد دیجیتال طراحی کرد با یه پیام خیلی ساده و دوستداشتنی:
"آشپزی سریع برای آدمای پرمشغله!"
نتیجه؟ تو کمتر از یه ماه هزاران بازدید گرفت، کتاب الکترونیکیاش رو فروخت و با برندهای معروف همکاری کرد.
داستان Rachel نشون میده که اگه بیلبورد دیجیتال بهدرستی طراحی و اجرا بشه، میتونه تبدیل بشه به سکوی پرتاب یه برند شخصی یا کسبوکار.