حتماً براتون پیش اومده، یه صفحهی اینستاگرام رو ببینین، که دقیقاً همون کاری رو میکنه که شما هم میکنین.
همون خدمات، همون محصولات، حتی شاید طراحی و محتواش هم خیلی فرق نکنه.
اما اون بازدید داره، مشتری داره، تعامل داره ولی صفحه شما نه.
یا شاید توی یه حوزهی تخصصی فعالیت میکنین، که دهها نفر دیگه هم هستن و هیچکدوم کم نمیذارن:
محتوا میذارن، تبلیغ میکنن، محصول دارن.
اما فقط بعضیهاشون یه چشم میان. فقط یه عده خاص، معروف میشن. اما چرا؟
فرقش چیه؟ چطور میشه توی یه بازار شلوغ، دیده بشین؟
چطوری میشه خودتون، محتوا یا برندتونو، طوری معرفی کنین، که تو ذهن بمونه و بهسادگی فراموش نشه؟
سلام به همهی شنوندگان عزیز. من یاشار ژالهدوست هستم، میزبان شما در پادکست ایرانیان.
امروز قراره در مورد یه سوال مهم صحبت کنیم؛ سوالی که خیلی از کسبوکارها و برندها باهاش درگیرن:
اینکه توی بازاری که پر از رقیبای مختلفه، چطور میتونیم دیده بشیم؟ چطوری مُتِمایِز باشیم؟
تَمایُز فقط این نیست که عجیب باشیم یا متفاوت رفتار کنیم. تمایز یعنی بدونیم چی باعث میشه مخاطب، ما رو انتخاب کنه، نه رقیبمون رو.
این میتونه یه سبکِ خاص، تو تولید محتوا باشه، یه تجربهی کاربری بهتر، یا حتی لحنِ صحبتِ برند با مشتری.
مثلاً خیلی از برندها سعی میکنن «همهچیز برای همهکس» باشن، اما برندهای موفق، دقیقاً میدونن قراره به چه کسی کمک کنن و چرا.
توی بازارِ شلوغ، برندهایی برندهان که بدونن جایگاهشون چیه.
یعنی بدونن وقتی اسمشون میاد، قراره چه حسی تو ذهنِ مخاطب شکل بگیره.
آیا برند شما «سریعترین»ه؟ «ارزونترین»ه؟ «با کیفیتترین»ه؟ یا مثلاً «مورد اعتمادترین»ه؟
مهم اینه که یه ویژگیِ مشخص و قابل تشخیص داشته باشین، که مخاطب بتونه راحت در موردش تصمیم بگیره.
مثلا برند Zappos با پشتیبانیِ مشتریِ فوقالعادهاش معروف شد.
یا Apple با طراحیِ مینیمال و تجربه کاربری منحصربهفردش متمایز شد، نه با قیمت پایین.
همهی این برندها یه چیز مشترک دارن: فهمیدن که قرار نیست همه رو راضی کنن. فقط باید یه بخشِ مشخص از بازار رو به دست بگیرن.
حالا بریم سراغ چندتا نکتهی کاربردی، برای اینکه شما هم بتونین توی بازارِ پررقابت، جایگاهِ خودتون رو پیدا کنین:
اولیش اینه که تمرکز کنین. بهجای اینکه بخواین همهچیزو برای همهکس ارائه بدین، ببینین دقیقاً برای کی دارین کار میکنین.
دوم، داستانتون رو بگین. پشتِ هر برند یه داستان هست. اونو پیدا کنین، تعریف کنین و بذارین مخاطب باهاش ارتباط بگیره.
سوم اینکه، تجربه بسازین، نه فقط محصول. آدمها چیزی که باعثِ حسِ خوب بشه رو به خاطر میسپارن. حالا این میتونه یه خریدِ ساده باشه یا حتی شنیدنِ یه اپیزودِ پادکست.
و در نهایت از مخاطبتون بازخورد بگیرین. شاید چیزی که فکر میکنین، تمایز ِشماست، از نگاهِ مخاطب، چیز دیگهای باشه. پس گوش بدین.
برای شروع، از خودتون بپرسین: چرا باید منو انتخاب کنن؟ اگه جوابی براش ندارین، باید پیداش کنین.
پلتفرمِ مناسبِ خودتون رو انتخاب کنین.
روی کیفیت تمرکز کنین، نه کَمیت.
و مهمتر از همه: استمرار داشته باشین. متمایز بودن یه پروژهی طولانیمدته، نه یه حرکت لحظهای.
خب، امروز بهطورِ خلاصه یادگرفتیم که:
تو دنیای شلوغ امروز، توجه ارزونه اما اعتماد گرون.
متمایز بودن یعنی، اعتمادِ مخاطب رو جلب کنیم. یعنی چیزی داشته باشیم که تو ذهن بمونه.
پس اگه بتونیم خودمون، محصولمون، یا محتوایی که تولید میکنیم رو با یه هویتِ مشخص همراه کنیم، میتونیم تو همین بازارِ شلوغ هم، جای خودمون رو پیدا کنیم.
لطفا این اپیزودِ "بازاریابی در بازار پررقابت" رو با دوستانی که به "مارکتینگ" علاقه دارن به اشتراک بذارین. درضمن، منتظرِ دیدنِ نظراتِ شما عزیزان، هستیم. خیلی ممنون که تا اینجا همراهِ ما بودین. تا اپیزود بعدی “Listen, Learn, Love”